طناب زدن برای تناسب اندام
اگر از رفتن به سالن ورزشی، دویدن، یا تجهیزات ورزش خانگی خسته شده اید، ممکن است بخواهید طناب زدن را امتحان کنید. طناب زدن ورزش کم هزینه ای است که می توان آن را در یک فضای کوچک اجرا کرد.

مطالب ورزشي
مطالب ورزشي
شنبه 18 آذر 1391برچسب:, :: 20:57 :: نويسنده : احمدعبداله پور
سردرد ناشي از ورزش
مقدمه: سردرد يکي از شايع ترين شکاياتي است که طبيب با آن مواجه مي شود و در شکل مزمن يا عود کننده براي بيمار بسيار رنج آور بوده و موجب اختلال در اعمال و عملکرد روزمره وي مي شود. در فرد ورزشکار سردرد ممکن است باعث اختلال در فعاليت هاي تمريني و اجراي مسابقات شود و مي تواند به شدت طرح و برنامه ريزي ورزشي را مختل نمايد. مکانيسم سردرد: نسج مغز، شبکه کوروئيد بطن ها در جمجمه و نيز جمجمه استخواني به درد حساس نيستند و از عناصر دردناک به شمار نمي روند. اما تمام بافت هاي خارج جمجمه اي مانند پوست، فاسيا، عضلات و تعدادي از ساختمان هاي داخل جمجمه اي مثل سينوس هاي وريدي بزرگ و شريان هاي داخل دورا (Dura)، شريان هاي مغزي در قاعده مغز، سخت شامه در قاعده جمجمه و اعصاب داخل جمجمه، نسبت به درد حساسيت دارند و هرگاه يکي از اين ارگان ها تحت فشار قرار گيرد، اتساع يابد، تحريک شود و يا دچار التهاب شود سردرد ايجاد مي شود. به طور کلي مکانيسم هاي ايجاد سردرد عبارتند از، گشاد شدن عروق داخل و خارج جمجمه اي، التهاب عروق داخلي و خارجي جمجمه، التهاب و عفونت ساختمان هاي داخل يا خارج جمجمه، انقباض ممتد عضلات کاسه سر و گردن، کشش و فشار بر عروق حلقه و يليس، تغييرات فشار در داخل جمجمه و فشار بر اعصاب حاوي رشته هاي درد. علل سردرد (اتيولوژي): عامل سردرد متعدد بوده و معمولا خوش خيم مي باشند و ممکن است سردرد زودرس ترين مشخصه اصلي يک بيماري سيستميک يا داخل جمجمه اي جدي باشد. لذا تعين علت آن نياز به بررسي کامل و سيستميک دارد. سردرد ايجاد شده در يک فرد ورزشکار مي تواند به يکي از علل گوناگون ذکر شده باشد لذا در برخورد با آن بايد به صورت ابتدايي با گرفتن شرح حال کامل، معاينه فيزيکي دقيق و بررسي کامل صورت گيرد. زيرا تشخيص زودرس علت تعدادي از اين سردردها بسيار مهم است مثلا خونريزي داخل جمجمه اي که در اثر ضربه در ورزش ايجاد مي شود و يا مننژيت که نياز به درمان فوري دارد و يا تومورها. در يک بررسي 2 درصد افرادي که با فعاليت دچار سردرد مي شدند. مبتلا به تومور مغزي بودند . سردرد بعد از ضربه ضربه به سر و گردن مي تواند عامل سردرد باشد که علت شايع سردرد در ورزش هاي تماسي و برخوردي است. با ضربه مستقيم ممکن است آسيب شديد داخل جمجمه اي مانند پارگي عروق داخل جمجمه اي، خونريزي هاي دورال و ساب دورال کوفتگي مغزي و صدمه شديد مغزي ايجاد گردد که مي توانند عامل سردرد باشند. اين حالات، خطرناک و مرگ آور هستند. در اين موارد تهوع، استفراغ، علائم عصبي موضعي و تغييرات سطح هوشياري ايجاد مي شود و براي بررسي بيشتر CTscan و MRI و مشاوره با جراحي اعصاب مورد نياز است. شکل شايع سردرد بعد از ضربه عبارتند از: سردردهاي وابسته به فعاليت اين سردردها به طور کلي به صورت سردرد کوششي يا سردرد فعاليتي و يا با توجه به نوع خاصي ورزش مربوط مثلا ميگرن شناگران يا سردرد وزنه برداران نامگذاري شده است.
شنبه 18 آذر 1391برچسب:, :: 20:49 :: نويسنده : احمدعبداله پور
تاثیر ورزش در دیابت![]() ورزش در درمان دیابت بسیار موثر است، زیرا نه تنها باعث پایین آوردن قند خون و كاهش مقاومت بدن به انسولین می شود، بلكه خطر بیماری های قلبی عروقی و نیاز به دارو در دیابت نوع 2(دیابت غیر وابسته به انسولین)را كاهش می دهد. هنگامی كه یك فرد غیر دیابتی ورزش می كند، سطح انسولین خون، تحت تأثیر افزایش هورمون های ضدانسولین (خصوصاً گلوكاگون) كاهش می یابد. به این ترتیب، افزایش مصرف گلوكز توسط ماهیچه، با افزایش تولید گلوكز توسط كبد مطابقت می یابد. برای جلوگیری از افت قند خون در افراد دیابتی، باید غذای بیشتری قبل از ورزش، در حین یا بعد از آن مصرف كرد و یا دوز انسولین را با افزایش فعالیت ورزشی كاهش داد.
در افراد دیابتی كه انسولین یا داروهای كاهنده قند خون مصرف می كنند، هیپوگلیسمی(کاهش قند خون) مشكلی است كه با ورزش پیش می آید. این هیپوگلیسمی (HYPOGLYCEMIA) بیشتر بعد از ورزش اتفاق می افتد، زیرا بعد از ورزش، كبد و ماهیچه نیاز به استفاده از گلوكز برای بازسازی گلیكوژن دارد كه این بازسازی 30-24 ساعت طول می كشد. برای جلوگیری از این افت قند خون یا باید غذای بیشتری قبل از ورزش یا در حین یا بعد از آن مصرف كرد و یا دوز انسولین را با افزایش فعالیت ورزشی كاهش داد. از طرفی اگر در حالی كه قند خون بیشتر از 300-250 میلی گرم در دسی لیتر است، ورزش شروع شود، هیپوگلیسمی و كتوز در اثر كمبود انسولین رخ می دهد، در این حالت ورزش باید متوقف شود. ![]() راهنمای ورزش کردن در افراد دیابتی:تست قند خون قبل و بعد از ورزش، به تعیین نوع برنامه ورزشی شخص دیابتی بسیار كمك می كند. در كل به ازای هر یك ساعت ورزش، خوردن 15گرم كربوهیدرات اضافه تر قبل یا بعد از ورزش، احتیاج می شود. برای ورزش های شدیدتر، 30 گرم كربوهیدرات در هر یك ساعت ممكن است نیاز شود. ورزش با شدت متوسط و مدت كمتر از 30 دقیقه ندرتاً احتیاج به مصرف كربوهیدرات یا انسولین اضافه تر دارد، ولی با این وجود اگر قند خون كمتر از 100 میلی گرم در دسی لیتر باشد، مصرف یك وعده غذای كوچك و كم حجم لازم می شود. اغلب برای جلوگیری از هیپوگلیسمی ، باید دوز انسولین را مطابقت داد و این تطابق بیشتر در مورد ورزشی كه 60-45 دقیقه طول می كشد، اهمیت پیدا می كند. در بیشتر افراد دیابتی، كاهش متوسط (تقریباً 20-10 درصد) دوزانسولین تزریقی، برای جلوگیری از هیپوگلیسمی كافی است. برای ورزش های طولانی تر و شدیدتر كاهش بیشتری در كل دوزانسولین روزانه ممكن است نیاز شود. بطور كلی كاهش انسولین بر حسب شدت ورزش به ترتیب زیر است: - 10 درصد برای ورزش یا فعالیت سبك - 20 درصد برای ورزش یا فعالیت متوسط - 40-30 درصد برای ورزش یا فعالیت شدید و بر حسب مدت ورزش، كاهش دوزانسولین كوتاه اثر به ترتیب زیر است: - 30 درصد كاهش برای ورزش كمتر از یك ساعت - 40 درصد كاهش برای ورزش 2-1 ساعته - 50 درصد كاهش برای ورزش 3 ساعته و بیشتر قبل از انجام ورزش، گرم كردن لازم است تا ماهیچه برای فعالیت هوازی آمادگی پیدا كند. بطور ایده آل، در یك ورزش 40-30 دقیقه ای، قسمت هوازی ورزش تقریباً 20 دقیقه باید ادامه یابد. باید دانست كه حتی 3 بار ورزش 10 دقیقه ای در طول روز به جای یك بار ورزش 30 دقیقهای، هم می تواند همان اثرات مفید را داشته باشد. در دیابت نوع 2، ورزش تا حدود زیادی باعث افزایش حساسیت سلول ها نسبت به انسولین و كاهش مقاومت به انسولین می شود و از آنجایی كه این حساسیت ایجاد شده به انسولین 48 ساعت بعد از ورزش دوباره از بین می رود، تكرار ورزش در دوره های منظم برای كاهش مقاومت به انسولین در دیابت نوع 2 لازم است. ورزش همچنین از اثر هورمون های ضدانسولینی می كاهد و باعث بهبود كنترل گلوكز می شود. انجام ورزش بعد از خوردن غذا مفید است و باعث كاهش هیپرگلیسمی(افزایش قند خون) بعد از غذا (كه در دیابت نوع 2 رایج است) می باشد.
جمعه 17 آذر 1391برچسب:, :: 19:30 :: نويسنده : احمدعبداله پور
تاریخچه ورزش کشتی درایران
تاریخچه ورزش کشتی در ایران در دوران صفویه و زندیه، کشتی و ورزش باستانی و پهلوانی رونق بیسابقهای در ایران یافت به طوری که در هر شهر صدها پهلوان بنام وجود داشته است. در دواران قاجاریه علاقه به این ورزش چنان زیاد شد که در دوران ناصرالدین شاه برای اولین بار شخصی به نام صاحب الدوله مأمور توسعه کار ورزش کشتی شد و به زودی کشتی چنان رواج پیدا نمود که در تمامی روزهای تعطیل پهلوانان در میادین شهر به کشتی گرفتن میپرداختند.
مسابقات کشتی پهوانی برای انتخاب پهلوان پایتخت نیز از همین ایام آغاز شد و بعدها به صورت یک سنت جاری همه ساله درآمد. برای انتخاب پهلوان پایتخت رسم براین بودکه پهلوانان را در روز مشخصی مصادف با یک روز از عید یا یک روز تعطیل در میدانی جمع میکردند و کشتی گرفتن و اجرای مراسم را برپا مینمودند و سرآمد پهلوانان را به عنوان «پهلوان پایتخت» معرفی مینمودند.
آقا محمد صادق بلورفروش، ابراهیم یزدی معروف به یزدی بزرگ،پهلوان اکبر خراسانی، حسین یوزباشی، سیدحسن رزاز، سیداسماعیل کالسکه ساز و ... از کشتیگیران و پهلوانان معروف آن زمان بودند. از زمان رضا شاه زورخانه با فرهنگ جدید رونق بیشتری گرفت و در کنار زورخانهها، باشگاهها و ورزشگاهها هم شکل گرفتند. با تأسیس اداره تربیت بدنی و اجباری شدن ورزش در مدارس و پادگانهای نظامی، جوانان کشتیگیر از زورخانهها روی به میدانهای ورزش نهادند و با اصول جدید و تحت تعلیم پهلوانان و مربیان قدیم و جدید به تمرین پرداختند.
مسابقات کشتی تا سال ۱۳۱۸ به صورت پهلوانی با رسم و رسوم خاص ایرانی ادامه داشت، اما از این سال به بعد با مطرح شدن مقررات بینالملل، تغییر و تحولاتی در شیوه کشتی گرفتن وطرز لباس پوشیدن کشتی گیران پدیدار گشت. ورزش کشتی با شرایط و خصوصیات و قوانین خاص هر ناحیه و منطقه از کشور انجام میشد و قواعد و آداب و رسوم محلی هر منطقه در این رشته ورزشی تأثیر فراوانی داشته است. از مشهورترین کشتیهای مناطق ایران میتوان به کشتیهای زیر اشاره کرد:
۱) کشتی لوچو: از ورزش های محبوب روستاهای مازندران است و چون جایزه کشتیگیران را بر نوک یک چوب در وسط میدان آویزان میکنند به آن لوچو گویند. جایزه؛ قواره پارچه، شال و ترمه و گاهی گاو یا گوسفند است که به همان چوب وسط میدان بسته میشود.
۲) کشتی با چوخه: این کشتی در سراسر خراسان به ویژه قوچان، فریمان و اسفراین، رواج دارد و در فضای آزاد به اجرا در میآید.
۳) کشتی گیله مردی: این کشتی چند صد سال است که در استان گیلان رواج دارد. در این کشتی هر جای بدن حریف با زمین تماس پیدا کند شکست خورده است. در این کشتی، علاوه بر کشتی گرفتن، ضربات با مشت نیز وجود دارد و کشتی گیران گیله مرد تنها یک شلوار تنگ استفاده می کنند و جایزه آن گاو، گوسفند، پارچه و... است و بعد از افتادن حریف، برنده به طرف تماشاچیان میرود و با پریدن به بالا از تماشاچیان طلب پاداش می کند.
۴) کشتی زوران پاتوله در کردستان
۵) کشتی لری در لرستان
۶) کشتی جنگ (یا زوران) در منطقه الیگودرز
۷) کشتی بغل به بغل در قزوین
۸) کشتی آشیرما در آذربایجان شرقی
۹) کشتی گرش در مناطق ترکمن نشین
۱۰) کشتی عربی در میان ایلات و عشایر خوزستان
۱۱) کشتی کمربندی در اصفهان
۱۲) کشتی لشکرکشی در یزد
۱۳) کشتی کج گردان در سیستان و بلوچستان به ویژه در روستاهای شهرستان زابل
۱۴) کشتی دسته بغل در استان فارس یه ویژه منطقه ارسنجان
همگی این کشتی های محلی زمینهساز این ورزش است که در زندگی و سنتهای ما ایرانیان به قدری ریشه دوانیده که تبدیل به یک ورزش ملی شده است. در سال ۱۳۱۷ حمید محمودپور که دارای تحصیلات عالی تربیت بدنی از دانشگاه ترکیه بود به تعلیم کشتی در ایران پرداخت. وی اولین تشک کشتی ازجنس اسفنج را در دانشسرای تربیت بدنی واقع در دروازه دولت تهران پهن نمود و فنون کشتی آزاد و فرنگی را آموزش داد.
در زمانهای گذشته تشک کشتی وجود نداشته و به جز گود زورخانه، کشتی روی زمین و خاک نرمی که روی آن میپاشیدند انجام میگرفت. محمودپور قبل از اینکه از تشک کشتی استفاده کند در ورزشگاه امجدیه روی چاله پرش ارتفاع برزنت میانداخت و فنون کشتی کلاسیک را آموزش میداد. در سال ۱۳۱۸ اولین دوره مسابقات کشتی آزاد قهرمانی کشور در ورزشگاه امجدیه تهران برگزار شد. نخستین باشگاه کشتی، باشگاه سلیمان خان پایین خیابان شاهپور سابق بود.
اولین تیم کشتی خارجی، ترکیه بود که در سال ۱۳۲۶ به ایران آمد. نخستین حضور بین المللی کشتی ایران در المپیک ۱۹۴۸ بود که مرحوم منصور رئیسی به مقام چهارم رسید. با آشنایی بیشتر کشتیگیران با فنون کشتی، افتخارات زیادی نصیب کشتی ایران شد و بسیاری از قهرمانان ایران بر سکوهای جهانی قرار گرفتند. عبدالله موحد، غلامرضا تختی، ابراهیم جوادی، امامعلی حبیبی، منصور مهدیزاده، محمد ابراهیم سیفپور، رسول خادم و.... از قهرمانان بنام جهان کشتی بودندکه افتخارات فراوانی در مسابقات المپیک و جهانی برای ورزش ایران به دست آوردند.
جمعه 17 آذر 1391برچسب:, :: 19:20 :: نويسنده : احمدعبداله پور
تاريخچه ورزش در ايران
تاریخ ورزش و برگزاری مسابقات ورزشی در ایران باستان آنطور كه باید و شاید روشن و آشكار نیست. زیرا اعمال نابخردانه برخی پادشاهان و اعمال آنها باعث به آتش كشیدن كتابخانهها و معدوم كردن بسیاری از آثار قدیمی ایران گردیده است. اما منابع محدودی مانند اوستا، سنگ نوشتهها، حجاریها، مسكوكات و برخی از كتابهای ادبی و تاریخی وجود دارد.ورزش ایران در بعضی بخشها از قدمت بیشتری نسبت به ورزش یونان برخوردار است. در یونان باستان بازیهای المپیك شامل دویدن، كشتی، مشتزنی، اسب دوانی، ارابهرانی و پنجگانه بود. اما در ایران ضمن اینكه بعضی از این ورزشها سابقه بیشتری دارد، ورزشهایی مثل تیروكمان، قایقرانی و ... رایج بوده است. اما در خصوص تاریخچه ورزش در ایران باید گفت: در میان کشورهای مشرق زمین، بی گمان ایران تنها کشوری بود که در نظام تعلیم و تربیت خود بیش ترین الویت را به ورزش و تربیت بدنی داده بود، در حالی که چینیان به امر ورزش و تربیت بدنی توجه چندانی نداشتند و هندوان نیز پرورش تن و فعالیت های بدنی را گاه مذموم هم می دانستند، ایرانیان به اهمیت و ارزش توانایی و سلامتی بدن به عنوان وسیله بسیار مهمی برای فراهم آوردن ارتشی سلحشور و پیروزمند، پی برده بودند. كتزیاس Ktsiasپزشك یونانی دربار اردشیر هخامنشی در كتاب خود با عنوان «پرسیكا» كه در حدود 400 ق.م. نوشته شده مطالبی درباره ورزش در ایران باستان نوشته است.دوریس Durisنیز مطالبی در مورد ورزش ایران باستان نوشته بود كه آن هم مثل پرسیكا از بین رفته ولی قبل از اینكه از بین برود نویسندگان دیگر مطالب او را در كتب خود مورد اشاره قرار داده اند. دوریس در حدود سال 280 ق.م. میزیسته است.آتنائوس Atheneausدر بخش هفتم كتاب تاریخ خود نوشته است: » در میان همه جشن های ایران فقط در جشن مهر (میترا) پادشاه ایران حضور مییابد و ایرانیان حركات موزون بدني انجام مي دهند. گذشته از ایرانیان هیچیك از مردم آسیا، چنین كاری انجام نمیدادند. ایرانیان آنچنان كه خواندن را میآموزند، انجام حركات موزون را هم یاد میگیرند. گویند كه جنبش اندام ها در انجام حركات موزون، پیكر آدمی را استوار میكند.«استرابون Strabonجغرافیانویس یونانی كه از سال 63 ق.م. تا 19 میلادی میزیسته مینویسد: »در ارمنستان هم اسبهای خوب میپرورند كه پستتر از اسبهای سرزمین ماد نیستند. مرزبان (خشتروپان - ساتراپ) ارمنستان هر سال در هنگام جشن مهرگان 20000 كره اسب به دربار شاهنشاه هخامنشی خراج میفرستد«. گزنفون مورخ بزرگ یونانی در كتاب خود «تربیت كوروش» مینویسد: » در هر شهر پارس جایی است بنام «الواترا»، قصر شاهی یا حكومت و سایر ابنيه دولتی در اینجا واقع شده و محل تربیت و پرورش افراد است این محل چهار قسمت دارد، یكی برای كودكان، دیگری برای نوجوانان، سومی برای مردان، چهارمی برای كسانی كه دیگر نمیتوانند اسلحه برگیرند و موافق قانون كلیه افراد هر محل باید در قسمت محله خود حاضر شوند، وقت تمرینات و تعلیمات و تربیت ورزش چنین است: كودكان و مردان در طلیعه صبح، پیرمردان در روزهای معین وقتی كه میتوانند، ولی جوانان همه وقت. جوانان تمرینات روزانه را از طلوع آفتاب با دویدن و پرتاب سنگ و پرتاب نیزه آغاز می کردند، و از جمله تمرینات معمولشان، ساختن با جیره اندک و تحمل گرمای بسیار و پیاده روی های طولانی و عبور از رودخانه، بدون تر شدن سلاح ها و خواب در هوای آزاد بود. سواری و شکار نیز دو فعالیت معمول و رایج بود و جستن بر روی اسب و فرو پریدن از روی آن در حال دویدن و به طور کلی سرعت و چالاکی، از ویژگی های سوارکاران سوار نظام ایران بود. اینان هر شب در اطراف ابنیه دولتی و حكومتی با اسلحه می خوابند، عده روسای این شعب كه مسئول تربیت و ورزش هستند 12 است، زیرا در پارس 12 طایفه وجود دارد. این تربیت تا سن 16 تا 17 سالگی است سپس طفل داخل طبقه نوجوانان میشود، اینها به كارهای عامالمنفعه گمارده شده اغلب در شكار شاهی، با شاه بیرون میآیند. پارسیان شكار را آموزشگاه حقیقی جنگ میپندارند، جوانان در شكار سحرخیزی، در سرما و گرما بردباری، راه رفتن و دوندگی و تیراندازی و آمادگی روحی و چابكی را فرا میگیرند. « در سایر تمرینات ورزشی آنروز ایرانیان متمدن، آن عصر را مسخر خود ساختند. دکتر گریشمن، باستان شناس فرانسوی درباره ورود آریان ها هزار سال قبل از میلاد می گوید: این سواران ایرانی با زن، بچه و گله وارد شدند و مزیت تقسیم ناحیه را بمالک کوچک متعدد بدست آوردند و بیشتر آنان همراه گروه سواران خود وارد خدمت امرای محلی گردیدند. برخی از باستان شناسان معتقد هستند که ساکنین اولیه آریان ها یا آریایی ها در قسمت شرقی و جنوب شرقی دریای خزر بوده و برخی دیگر آنها را به مردمان قفقازیه که به قسمت های جنوبی خزر آمده اند نسبت می دهند. اینان مردانی بودند که از راه شمشیر و بعنوان سرباز زندگی می کردند ایشان سربازانی را تشکیل می دادند که می بایست یک روز جانشین امرائی بشوند که خود در خدمت ایشان بودند. تاریخ مهاجرت آنها نیز بدرستی روشن نیست ولی بین دو هزار سال تا پانصد سال قبل از میلاد این قوم به سرزمین ایران آمده و افراد بومی و محلی را به جنوب برده اند. بنابراین آریان ها مردمانی قوی، سلحشور و صحرا گرد بوده و کار عمده شان پرورش حیوانات اهلی و شکار و سواری و تیراندازی بوده است. به خصوص در باره دوران پارت ها یا اشکانیان و پیدایش کلمه پهلوان باید گفت: شرح فتوحات این قوم آریایی و حکومت پانصد ساله آن ها پر از دلاوری ها و کوشش های این مردم است. کلمه پهلوان و پهلوانی، ریشه پارتی است که هر فرد زورمند را منتسب به پارت یا پرتو و پهلو دانسته اند. اینان مردمی جنگجو و شکارچی بودند. مورخین تاریخ قدیم ایران را که در شاهنامه فردوسی به پیشدادیان و کیان وغیره تقسیم شده است با سلسله های قبل از ماد و پارس و هخامنشیان تطبیق می کنند. قسمت عمده تربیت اطفال در دوره کیانی و مادی و هخامنشی و اشکانی و ساسانی پرورش بدن و ورزشهای گوناگون برای زمان صلح و جنگ بودهاست و کودکان را از کوچکی در فنون و استعمال اسلحه گوناگون تعلیم میدادهاند. مهمترین اسلحه تیر و کمان و زوبین بوده تیرو کمان در تمام دورهها به کار میرفتهاست. در ابتدا کاربرد سلاح را پیاده به اطفال میآموختند و بعدها او را به فنون اسبسواری و به کار بردن اسلحه در حالت سواری آشنا میکردهاند. مهمترین ورزشهایی که در آن دوره به کودکان یاد میدادند دویدن، شنا، و تیروکمان و زوبیناندازی و گوی و چوگان و شکار و اسب سواری بودهاست. برای قهرمان و صفات قهرمانی در زبان پارسی واژههای متعددی به کار رفته که چند نمونه از آن در اینجا ذکر میشود. عناوین و صفات قهرمان، گو، گرد، دلیر، مرد، جوانمرد، دلاور، آزاده، راد، رادمرد، راستار نژاد، راست، یل، پرویز، شهسوار، توانا، آزادمرد، هژیر، نامور، اردشیر، نامدار، نیوزاد، بهادر، نامدار، آریا، هورچیتر، پهلو، پهلوان، نبرده، شیرگیر، شیردل.
بنا به گفته استرابون تا پایان سن بیستوچهار که جوانان ایرانی موظف بودند که انواع و اقسام دانستنیها و ورزشها و تعلیمات را فرا گیرند و آنگاه بود که آنها را گردک میخواندند و معلوم است که منظور این بوده که جوان پهلوان و دلیر کوچکی شدهاست. به مرور ایام و در ضمن عمل کارزار از صلح و جنگ به درجه گردی میرسید. در آن دوره مسابقاتی نیز وجود داشت و مسابقهای که بیشتر انجام میشد و مورد توجه بود مسابقه اسب دوانی بود. در مسابقه اسبدوانی و ارابهرانی، اسب مسابقه را اسب ارنوا یا تنها ارنوا میگفتند که به معنی دونده یا به اصطلاح فارسی امروزی «بادپا» است. در نبردهای ارابه جایزهای که میدادهاند موسوم به ارنوا یعنی اسب بادپا بوده و از اینجا معلوم میشود که برای تشویق اسبسواری و گردونهرانی، هیچ جایزهای را مناسبتر از بخشش اسب بادپا به برنده نمیدانسته اند. جمعه 17 آذر 1391برچسب:, :: 19:7 :: نويسنده : احمدعبداله پور
|